نیم وجبی بانووووووونیم وجبی بانووووووو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

دست و جیغ و هورا به افتخار خانوم نیم وجبی

واکنش بابایی

1392/11/7 10:33
183 بازدید
اشتراک گذاری

روزی که من مطمئن شدم که عضو جدید خونواده مون رو قورت دادمخنده....11رمضووون بود و ما هم افطاری دعوت بودیم..بعدش باباجونی زنگ زد به مامان و بابای من و گفت بعد افطار بیاین خونه مون کارتون دارم....فک کنم اون بنده خداها کلی استرس گرفتن که چی شده.....!!بعدشم رفت از یکی از شیرینی فروشی های خومشزه...شیرینی نسکافه ای خریدخیال باطل.....وقتی هم که اومدن خودش بهشون خبرو داد و دیگه کلی همه خوشحال شدن....15 رمضون هم که تولد امام حسن مجتبی (ع) بود زنگ زد به مامان و بابای خودش و بعد تبریک میلاد گفت بهتون عیدی میدم که بازم دارین نوه دار میشین...و اونا هم کلی خوشحالیدن....دیگه اینطوریا.....خلاصه الان که حدود هفته33 هستیم دست بابا درد نکنه خیلی کمک حالم بود و خیلی جاها برا خیلی چیزا از خودش گذشت که من و شما راحت باشیم...شما هم سعی کن قدر این بابا رو بدونی و سالم و صالح باشی....آفیییییین دخمل قشنگ.....

پسندها (2)

نظرات (3)

تينا
8 بهمن 92 11:57
آخي مباركه زيبا جونم وبلاگ نينيت قشنگه انشاله صحيح و سالم مياد تو بغلت
مامان شاهزاده محمدايليا
8 بهمن 92 14:31
سلام اگه با تبادل لينك موافقي بگو
سمیه
11 بهمن 92 11:23
چی داماد ِ خوبی به فکر مادرپدرزنشه ولی در کل نگفتیا عکس العملشو بعد از شنیدن این خبر